در افشای استراتژی
«سياستزدايی»
در جنبش
کارگری
چه کسی
فکر ميکرد که
پاسدار مستقر
در بسيج کارخانه
روزی طرفدار
«تشکل
صنفي کارگری»
شود؟ چه کسی
فکر ميکرد که
آدمفروش
آموزشديده
انجمن اسلامی
کارخانه،
روزی روزنامه
«ايران» و
«خرداد» در زير
بغل، شروع به «ارشاد»
کارگران
درباره فوائد
تشکل صنفی در
کارخانه کند.
آيا فکر
ميکرديد همان
کساني که
بسياری از کارگران
را به جرم حرفزدن
از تشکل مستقل
کارگری و دفاع
از ضرورت تشکليابی
کارگران به
اوين کشانده و
به جوخه اعدام
سپردند، روزی
در لباس
مدافعان «حق
تشکل صنفی» و
«اعتصاب
قانونی» ظاهر
شوند؟
چه کسی
تصور ميکرد که
روزی روزنامه
کاروکارگر،
ناشر افکار
خانه کارگر،
مقالات بلندی
درباره حق
اعتصاب منتشر
کرده و با
استناد ماده
۱۴۲ قانون کار
خواستار حق
اعتصاب
قانوني برای کارگران
شود؟ چه کسي
فکر ميکرد که
کميتهچیها
وبازجويان
اوين، روزی
سرمقالهنويس
روزنامه شده و
در زمينه لزوم
وارد کردن «فرهنگ
اتحاديهای
به جامعه
کارگری» قلمفرسايي
کنند؟
شوخی
نيست. ترفند
شايد، اما
شوخی نيست. درست
است،
همه ميدانند
که بايد کاسهای
زير نيمکاسه
باشد. و
تعدادی، حتی
باور هم
ندارند. اما اين يک
حقيقت است که
جمهوری
اسلامی و در
پيشاپيش آن
خانه کارگر و
حزب اسلامی
کار سخن از
لزوم ايجاد
تشکلهای
صنفی رانده و
در اين زمينه
برنامههای
قابل توجهی در
دست اقدام
دارند.
سياستگذاران
و کارشناسان
رژيم اسلامی
به اين نتيجه
رسيدهاند که
بزرگترين
چالش پيش روی
حکومت اسلامی
که ميتواند
پيشرفت جنبش
اصلاحات را به
مخاطره بياندازد
اعتراضات
کارگری است.
از همين رو استراتژی
همهجانبهای
را برای
مقابله با
جنبش کارگری
تدارک ديدهاند:
استراتژی مهار
و هدايت
اعتراضات
کارگری به
مجرای قانون و
اصلاحات،
استراتژی
محصورسازی
مبارزات کارگری
در دايره تنگ
صنفی،
استراتژی
سياستزدايی
در جنبش
کارگری.
استراتژی
«تزريق فرهنگ اصلاحات
در جامعه
کارگری برای
از ميان برداشتن
سياستزدگی
کارگران».
استراتژی که
در سطح محافل
امنيتی رژيم
اسلامی ساخته
و پرداخته
شده، به وسيله
مشاور امنيتی
خاتمی و دفتر
نهاد رئيس
جمهوری فورموله
گشته، و
بالاخره از
طريق نهادهای
کارگری رژيم
يعنی خانه
کارگر و حزب
کار اسلامی و گروههای
غير رسمی
وابسته به اين
نهاد حمايت سياسی
ايدئولوژيک
ميشود.
استراتژی
سياستزدايی
در جنبش
کارگری بخشی
از برنامه
عمومی توسعه
سياسی دولت
اصلاحطلب
است. بگذاريد
تا بدور از
هرگونه توضيح
و تفسير نگاهي
به گوشههايی
از گفتههای
مسئولان و
مقامات رژيم
در اينباره
بياندازيم؛
ـ رئيسجمهوری
حکومت اسلامي
در پاسخ به
پرسش خبرنگار
کاروکارگر در
باره حق
اعتصاب:
«بنابراين
در عين حال که
اعتصاب حق
طبيعی هر بخشی
است بايد
متوجه وضعيت
حساس کشور بود
که هر روز اگر
ما با
اعتصابات که
به بهانههای
مختلف، بخصوص
در جامعه ما
که ممکن است
بعد از مدتی
معلوم شود که
بعضی انگيزههای
سياسی منشاء
کار بوده و نه
انگيزه صنفی.
حتما جامعه
کارگری،
تشکلهای
کارگری،
متوجه اين
وضعيت بشوند.»
ـ محجوب
در سخنرانی
خود در جريان
مجمع عمومی
اتحاديههای
کارگران
واحدهای
دارويی و
بهداشتی، آرايشی:
«جامعه
کارگری بايد
با تمسک به
فرهنگ
اتحاديهای
تمام توان خود
را در صنفی
کردن حرکتهای
خود متمرکز
نمايد.»
روزنامه
کاروکارگر
مورخه ۷
خردادماه
۱۳۸۰
ـ روزنامه
کاروکارگر،
در باره کانون
عالی انجمنهای
صنفی کارگران:
«همه بايد
بدانند که
انجمنهای
صنفی کارگران
سياسی نيستند.
در آن از برادران
عزيزی که حق
مسلم مجمع عمومی
را ناديده
گرفتهاند را
دعوت مينماييم
که چنانچه هدف
آنها خدمت و
کار کردن است،
برای اين قشر
زحمتکش کار
کنند و اگر
هدفشان چيز
ديگری است که
بعنوان سنگر
سياسی از اين
کانون
استفاده
نمايند،
قانون را به
قانوندانان
و قوه قضائيه
ميسپاريم.» روزنامه
کاروکارگر
۱۳ تير ماه
۱۳۸۰
درست
فهميدهايد.
جنجالی که حول
دفاع از حقوق
کارگران براه
افتاده يک
ترفند سياسی
است. يک
برنامه سياسی طراحی
شده در نشستهای
مسئولين
دستگاه مخوف
امنيتی
جمهوری اسلامی.
اما اگر
قرار است تا
با فرهنگ و
جنبش واقعی
اصلاحات به
خلع سلاح
سياسی طبقه
کارگر
پرداخت، بايد
«الگوهای
رفتاری» آنرا
از جای ديگری
وارد کرد. يا
به قول مقالهنويس
روزنامه کاروکارگر
بتاريخ شش
خرداد ۱۳۸۰: «نميتوان
پذيرفت که با
توجه به توسعه
سياسی و تحولات
اخير در فضای
عمومی کشور
جامعه کارگری
مثل گذشته
الگوهای
رفتار سياسی
خود را مستقيم
يا غير مستقيم
از حکومت
خواهد گرفت».
اين
الگوی
رفتاری
بايد از جای
ديگری و البته
از طريق و
ابزارهای
معينی به حرکتهای
کارگری وارد
شود. آری
استراتژی
مهار و سياست
زدايی در جنبش
کارگری ابعاد
گستردهای
دارد. حرکتی
سازمانيافته
با جنبههای
پنهان و
آشکار. از انتشار
انواع مجلههای
به ظاهر مستقل
تحت عنوان
«درباره مسايل
صنفی کارگری»
و سازمان دادن
مشتی تودهای
و تواب سياسی
بدور اين
مجلات و
نشريات بظاهر
غير رسمی تا
ايجاد يک پشت
جبهه برای
جنبش اتحاديهای
در درون
اپوزيسيون
چپ، از دعوت
کارگران
برخوردار از
وجهه در محيط
کار، به شرکت
در نهادهای
دستساز صنفی
و سپس تلاش
برای خريدن
چنين کسانی تا
ايجاد
گروههای ويژه
برای خنثیسازی
نفوذ
ضدانقلاب در
نهادهای
صنفی، از
کوبيدن مهر
صنفی بر هر
اعتراض و
مبارزه کارگری
تا دعوت از چپهای
همکار جمهوری
اسلامی و
رفرميستها
به فعاليت
رسمی در اين
مسير. اينهاست
گوشههايی
از اقدامات
عملی و
سازمانيافته،
جهت پيشبرد
«استراتزی
سياستزدايی
در جنبش
کارگری» و
«تزريق فرهنگ
اصلاحات به
جامعه
کارگری».
جمهوری
اسلامی از عمق
انزجار
کارگران و
مردم نسبت به
تمامی نهادها
وابسته آگاه
است. نظريه پردازان
توسعه نيک ميدانند
که کارگران،
تشکل صنفی و
حق اعتصاب قانونی
اهدايي حکومت
اسلامی را
پشيزی نخواهند
خريد. کارگران
ميدانند که
اين «هدايای
دمکراتيک» به
کارگران، بوی
خون و تعفن
ميدهد. آغشته به
سالوسی و
رياکاری
مسلمانان
متعصب و متحجر
است. آنان
ميدانند که
سازماندهندگان
اصلی اينگونه
تشکلهای
مستقل و صنفی
در مکتب باندهای
سياه و پليسی
تربيت شدهاند.
برای همين است
که سخن از
ضرورت کسب
الگوهای
رفتاری از
جاهای ديگر
ميرانند. اين ترفند
رذيلانه قمهکشان
اصلاح طلب
بايد از طريق
هوشياری و
تداوم مبارزه
عليه جمهوری
اسلامی و کليه
احزاب و محافلی
که مستقيم يا
غير مستقيم
بدفاع از
جناحهای رژيم
ميپردازند
پاسخ گيرد.
اين استراتژی
ضدکارگری
بايد از طريق
اقدام هر محفل
مبارز کارگری
به انتشار
پلاتفرم
سياسی خويش
(توضيح خطوط
عمومی اهداف
سياسی جمع)
پاسخ گيرد. اين
اقدام
سازمانيافته
عليه مبارزات
کارگری بايد
با تلاش برای
تقويت خصلت
سياسی
مبارزات کارگری
پاسخ گيرد.
هرگونه تلاشی
از طرف عناصر
حرفهای و
مجرب که متوجه
محصور نمودن
جمعهای سياسی کارگری
در دايره
فعاليت صنفی
است بايد
بديده احتياط
نگريسته شود.