نگاه
کنيد!
به اطراف
خود خوب نگاه
کنيد. به
دنيای پس ازفروپاشی
بلوک شرق، به
دنيای پس از ۱۱
سپتامبر، به
«دنيایبدوندشمنمخوف»
نگاه کنيد.
دنيايي که در
آن ديگر درب،
بر پاشنه سابق
نمیچرخد.
دنيايی که در
آن، ديگر
نيازی به
موازين حقوقی
و قانونی برای
تنظيم مناسبات
دول بورژوا در
روابط بينالملل
نيست. دنيايی
که در آن،
ديگر دليلی
برای اتحاد
تعدادی از دول
بر عليه
تعدادی ديگر
وجود ندارد. دنيايی
که در آن
ديگر، ترسی بر
گرگها و
درندگانش از
يکديگر
مستولی نيست.
به تدارک هجوم
مجهزترين
ارتش جهان به
سوی افعانستان
بدبخت نگاه
کنيد. به
فاجعهای که
در راه است
نگاه کنيد. به
خيل کودکان،
زنان و مرداني
که قرار است
آواره
بيابانهای
افغانستان بیچيز
گردند. مردمی
که بايد تمام
هستی خويش را
بدوش گرفته و
سرگردان
بيابانهای
برهوت شوند. مردمی
که بايد بسرعت
کلبههای
گلی خود را
رها کرده و از
ديار فلاکتزده
خويش بگريزند.
آن زمينهای
سوخته بايد
هرچه زودتر
تبديل به
پايگاههای
نظامی و
لجيستيکی
ارتش امريکا
گردد. ورنه هستي،
به گونهای که
جورج بوش
ميگويد، در
خطر نابودی
قرار خواهد
گرفت. ورنه،
تمام تمدن و
سبک زندگی
غربی به وسيله
يک جنگ
شيميايی
مرموز، و يا
بواسطه
عمليات
تروريستی
دهشتناک در هر
نقطه ممکن به
گرداب خون و
آتش فرو خواهد
رفت. درهر حال
اين روايت حزب
جمهوريخواه
امريکا و حزب
کارگر انگليس
از دنيای بعد
از ۱۱ سپتامبر
است.
دشمنی
مخوف و تاريک
انديش بر فراز
«جهان متمدن»
به پرواز در
آمده است.
دشمنی آفريده
و ساخته و
پرداخته شده
همين جهان
متمدن. همين
دشمن است که
بی خاصيتی و
از کار
افتادگی تاريخي
نهادهای بينالمللی
و پايگاههای
استراتژيک
امريکا در پس از
فروپاشی شرق
را بيش از پيش
ضروری میسازد. همين
دشمن است که حضور
نظامی امريکا
در افغانستان
برای
تامين نياز
آتی غرب به
نفت ارزان
آسيای ميانه
را تامين
خواهد کرد.
همين دشمن
است که «جنگ
تمدنها» را
جانشين جنگ
سرد میکند.
اما نه آن جنگ
سابق،
بدانگونه که
نام گرفت،
جنگی سرد بود،
و نه جنگي که
امروز با هجوم
ارتش امريکا
به خاورميانه
قرار است بپا
شود، «جنگتمدنها»
است. جنگ ميان
بلوک شرق و
غرب، جنگی بود
خونين و شعلهور
در مناطق
کانون بحران.
جنگهای منطقهای
و ملی
پیدرپی
برای دستيابی
به بازارها و
تامين سود صنايع
نظامی و مصرفی
. آن جنگ، سرد
بود، تنها بدين
خاطر که طرفين
اصلی آن نه در
خط مقدم، بلکه
در پشت جبهههای
آتش، درگير
جدال
ايدئولوژيک و
تبليغاتی
عليه يکديگر
بودند.
پس
از فروپاشی
شرق اما چه
عاملی بايد غرب
را همچنان
متحد نگاه
ميداشت؟ کدام
دشمن، با
هويتی
ايدئولوژيک،
ميتوانست به
هويت سابق «بلوک
متحد غرب»
تداوم بخشد؟
چه چيزی بايد
توافق نظامی و
هژمونی سياسی
آمريکا بر غرب
را تامين
ميکرد؟ اينها
پرسشهايي
بودند که پاسخشان
توسط نظريهپردازان
دستگاه
ايدئولوژيک
حاکم، همچون
فوکوياما و
هانتينگتن
داده شد: جنگ
تمدنها، جنگ فرهنگها.
جنگ دنيای
متمدن غربي
عليه توحش
شرقي. جنگی که
بسرعت در حال
جانشين شدن به
جای جنگ سرد
سابق است.
جنگی که هدف
مرحلهای آن
عبارت است از
تامين مواد
خام و بويژه
نفت غرب به
قيمت ارزان،
ارزان و آرام
نگاه داشتن
طبقه کارگر از
طريق
ميليتاريزه
کردن محيط کار
در کشورهای
پيرامونی و
فشار راسيستی
و تفرقه ميان
کارگران در غرب،
ايجاد بازار
برای صنايع
نظامی و
بالاخره از
ميان برداشتن
دول گردنکشی
که نيازهای
سرمايه جهانی
در اين برهه
از تاريخ را
درک نمیکنند.
جنگی که
مقدمات و
نقشه عمومی آن
پيشاپيش
بوسيله
گردانندگان و
نظريهپردازان
سيستم حاکم طراحی
شده است. جنگی
که به گفته
سرفرماندهی
آن، جورج
دبليو بوش،
قرار است تا
جنگ ميان
پليدی و
نيکی،
يک جنگ دراز
مدت باشد. جنگ
سرد يا جنگ
تمدنها، جنگ
ملی و يا جنگ
رسمی همانند
جنگ ايران وعراق.
مهم نيست.
جنگ، جنگ است.
جنگ نعمتی است
برای خمينی،
بنلادن و
جورج بوش و
تونی بلر و
نکبتی آغشته
به فاجعه،
برای مردم و
کارگران. در هر
جنگ قبل از
هرچيز، اين فرزندان
کارگران
هستند که گروه
گروه کشته ميشوند.
در هرجنگ
سرمايهداری،
اين مليت و
قوم يا نژاد
است که عامل
بسيج عمومی
است. در
هر جنگ، دستهبندی
ميان مليتها
و تهديد دشمن
خارجی است که
همبستگی طبقه
کارگر در کل
صنايع توليدی
و خدماتی را
از ميان برده
و توليد بيشتر
و سطح پايين
زندگی را بر
آنان تحميل میسازد.
جنگ يکی از
ملزومات و
نيازهای
دايمی نظام
سرمايهداری
بوده و
ميباشد.
موج راست
ونژادپرستی
در حال تسخير
کليت سيستم
سياسی سرمايه
است. موجی که
میخواهد تا
۳۰۰ ميليون از
مردم در
پايگاههای
اصلی سرمايهداری
را بر عليه
چند ميليارد
ديگر سازمان
دهد. به
دنيای پس از
۱۱ سپتامبر
نگاه کنيد. به
دنيای شعبده
رسانه و
رايانه، به
امواج تبليغات
کرکننده نگاه
کنيد. ببينيد
که چگونه تمامی
دانشمندان،
حقوقدانان،
قلمبدستان و
مطبوعات مزد
بگير، هر يک
گوشهای از
اين صحنه فجيع
را آذين میکنند.
به اطراف خود
نگاه کنيد:
«از تمامي
روزنههای
نظام سرمايهداری
خون و چرک و
کثافات میبارد».
نگاه کنيد!