جنبش دانشجويی،

جدال جناح‌ها و بن بست اصلاحات

 

 

 

پس از صدور حکم اعدام يکی از مهره‌‌های جناح اصلاح‌طلب، جنب و جوش انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها جانی دوباره يافت. با گسترش گردهمايی‌های دانشجويان اصلاح‌طلب در ۱۶ آذر، اعتراضات پراکنده‌ای نيز به حمايت از اين تجمعات صورت گرفت. در مواردی نيز زدوخوردهايی ميان دسته‌های معترض با ماًموران ضد شورش بوقوع پيوست. آنچه رخدادهای کنونی را از وقايع مشابه سال‌های پيشين متمايز ميسازد، ژرفای شکاف در صفوف نيروهای اصلاح‌طلب است. در ميان برخی از تجمعات دانشجويی فرم‌های نظرسنجی و اطلاعيه‌های کوتاهی مبنی بر خواست کناره‌گيری خاتمی از قدرت پخش گرديد. نمايندگان دفتر تحکيم وحدت در سخنرانی‌های خود به سران دولت هشدار داده و به آنان گوشزد کردند که با شکست جنبش دانشجويي، خيزش‌های مستقل و انقلابی موجوديت کليت نظام را به خطر خواهد انداخت.

مصطفی تاج‌زاده، يکی از اعضای رهبری سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی در سخنرانی خود به مناسبت روز دانشجو گفت: «نبايد تصور شود که هر زمان و به هر سمت که قدرت ارده کند مردم ايران بايد همان گونه و به همان طرف حرکت کنند». وی ضمن اشاره به نگرش‌هايي مختلف به جنبش دانشجويی، وضعيت کنونی اين جنبش و تحرکات آن در دفاع از آغاجری را بهترين حالت ممکن در دوره حيات آن دانست.  يک عضو مرکزی دفتر تحکيم وحدت (منتخب علامه) طی سخنانی در ميزگرد «ضعف‌ها و آفت‌ها و مخاطرات جنبش  دانشجويي» گفت:

«متاسفانه بعد از اين ‌كه جنبش دانشجويي توانست از جايگاه و پايگاه دانشجويي خود افرادی را به جايگاهی از قدرت برساند دچار يك نوع سياستزدگي و سهمخواهي از قدرت شده است. كساني كه سعي مي‌كنند جايگاه‌های قدرت و سياست را از پلكان جنبش دانشجويی طی كنند، بدانند استقلال سياسی خواست جنبش دانشجويی است. احزاب سياسي متاسفانه بخش‌هايي از دانشجويان را سپر اهداف سياسي خود مي‌كنند وی در ادامه گفت که «حاضريم خاكريز باشيم اگر اهداف سياسي افراد، خواست عمومي ملت باشد و هزينه‌ها بپردازيم، اما اگر اهداف سياسي، تسخير قدرت و حاكميت از طريق جنبش دانشجويي باشد اين خواست ما نيست.»

 

بيانيه‌های متعددی نيز بوسيله انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها منتشر گشت.  بنا به خبرگزاری ايسنا، انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن تاکيد بر جايگاه اين جنبش در دفاع از منافع بنيادی کليت نظام اسلامی به نقش بسيج دانشگاه‌ها درتهاجم به گردهمايی‌های قانونی اعتراض نمود. همچنين انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي تغذيه و صنايع غذايي دانشگاه شهيد بهشتي نيز  ضمن اشاره به جنبش ملی و محمد مصدق، بطور غيرمستقيم بر جايگاه ضد استبدادی جنبش دانشجويی انگشت نهاد. با اين وجود بخش‌های قابل توجهی از محافل و گروه‌های متشکل  جنبش دانشجويی امکان ابراز وجود نيافتند. محافلی از هواداران جريان موسوم به ملی مذهبی‌ها کوشيدند تا شعار رفراندوم را به خواست اصلی جنبش اصلاح‌طلب مبدل سازند. اين طيف از حمايت رسمی و غيررسمی جناح سوسيال دمکراسی و چپ اپوزيسيون رژيم اسلامی نيز برخوردار ميباشد.

يکی از معضلات پايه‌ای حکومت اسلامی که در قانون اساسی آن نيز تبارز يافته تناقض ميان سيستم جمهوری و سيستم شبه‌سلطنتی ولايت‌فقيهی ميباشد. اين معضل در سراسر حيات ننگين اين رژيم و  جناحبندی‌های تاکنونی آن نقش تعيين‌کننده‌ای داشته است. اکنون در دنيای بعد از نظم جنگ سرد، بورژوازی در ايران نيز همانند ديگر کشورهای تحت حاکميت استبدادی برای انطباق ساختار سياسی و دولتی با نيازهای سرمايه‌داری جهانی دست بکار شده است. مقاومت  شيوخ و فقهای مذهبی و دسته‌های شبه‌نظامی که تاکنون قدرت را در دست داشته‌اند محتوم به شکست است.

 اکنون ۵ سال از پيروزی جبهه دوم خرداد و قدرتگيری اصلاحطلبان در ايران ميگذرد. پنج‌سال است که اخبار زدوخورد ميان «لباس شخصی‌ها» و تجمعات دانشجويي در درون و اطراف دانشگاهها، در مرکز اخبار رسانه‌های خبری و توجه افکار عمومی قرار گرفته است. پنج سال است که اعتراضات دانشجويی مبدل به شاخصی برای ژرفای بحران سياسی در بالا شده است.  پنج سال است که نيروهای راست و چپ اپوزيسيون رژيم اسلامی، هر يک به طريقی، در نقش گردانهای «مستقل» جنبش اصلاحطلبی ظاهر شده و در هر زدوخورد دسته‌های ارتجاعی کارگران و مردم را فراخوانده‌اند تا در «جنبش انقلابی و در دفاع از دمکراسی به دانشجويان مبارز بپيوندند».

برخلاف توهمپراکنی‌های احزاب چپ و راست بورژوايي اپوزيسيون رژيم اسلامی، کمونيست‌های انترناسيوناليست از ابتدا نيز اعلام کرده‌اند که جنبش اصلاحطلب هدفی جز به انجام رساندن تحولات دولتی و اصلاح نظام موجود ندارد. روشن است که در غياب يک قطب کمونيستی، مردم جان به لب آمده، هرگونه تحول و اصلاح را به اميد آينده‌ای بهتر، حمايت کنند. کمونيست‌ها اما بيان آشکار اهداف و مواضع خود، با افشای جوهر واقعی تحولات ياد شده، بر لزوم يک دگرگونی بنيادی، بر ضرورت براندازی نظم موجود از طريق انقلاب کمونيستی پای ميفشارند.