مردم عراق در اسارت جنگ ديکتاتوری و دمکراسی سرمايه

 

 

جنگ غير عادلانه آمريکا و عراق وارد چهارمين روز خود شده است.  در حالی که عراق در ميان دود و آتش ميسوزد، آرايش دفاعی ديکتاتور عراق و ماشين جنگی دمکراتهای غربی، بسوی کشتار مردم بيدفاع نشانه رفته است. آمريکا و متحدينش کماکان بر استراتژی جنگ ويرانگر کوتاهمدت و مستبد عراق به استراتژی جنگ نامنظم و طولانیمدت متکی شده است.  طولانی شدن جنگ با عراق برای اقتصاد و سياست غرب مخاطره‌آميز است. به همين سبب نيز آشکارشدن استراتژی جنگی عراق، تاثير مستقيمی بر بازارهای مالی و پولی و بازار نفت نهاد.  در چهارمين روز جنگ، نرخ برابری دلار کاهش يافت، شاخص بهای سهام در بازارهای اروپايی سير نزولی پيمود و قيمت نفت افزايش يافت.  در چنين اوضاعی آمريکا خواهد کوشيد تا با تکيه بر قدرت نظامی ويرانگر خود کار صدام را حتی به قيمت کشتار وسيع مردم عراق، هر چه زودتر يکسره سازد. نيروهای نظامی عراق نيز با آگاهی به برتری کامل نظامی طرف مقابل و امکان وقوع تنش‌های سياسی ميان قدرتهای جهانی، در مناطق مسکونی و شهری پراکنده شده تا با تبديل جنگ منظم به جنگی نامنظم و فرسايشی تلفاتی به مهاجمان ارتش غرب وارد سازند. بدين سان ميليونها نفر در عراق گروگان جنگ دمکراسی و ديکتاتوری سرمايه گشته‌اند.

 توهم جنگ متمدنانه و دمکراتيک، جنگ بدون خونريزی، بتدريج به کابوس جنگ خونين فرسايشی بدل ميشود. وهم آفرينی تکنولوژی رسانه‌ای‌ غرب در آمادگی شهرهای عراق برای پيشواز از چکمه‌پوشان دمکراسی، جای خود را به اخبار درگيری‌های خونين داخل شهری داده است. پس از چهار روز، واقعيت هولناک قربانيان و ويرانی‌های جنگ جانشين رويای فتح چند ساعته عراق با تکنولوژی پيشرفته نظامی و «حملات موشکی دقيق» ميگردد. پس از چهار روز، جنگ خونين سربازان دمکراسی و ديکتاتوری در شهرها، جانشين توهم فريبکارانه «مارش آرام ارتش متحدين بسوی بغداد» ميگردد. ماشين جنگی فاتحان متمدن برای تسخير چاههای نفت، کلبه‌های مردم بي‌چيز را با توپخانه سنگين و موشکهای هدايتشونده ميکوبند. مناطق مسکونی و محله‌های کارگری به بهانه وجود دسته‌های نظامی عراق، آماج حملات مرگبار ارتش متحدين گشته است. نيروهای نظامی ديکتاتور عراق و دمکراتهای غرب، مردم بيدفاع عراق را به گروگان گرفته‌اند. طبقه‌کارگر و فرزندان آنان اسيران جنگی ديکتاتوری و دمکراسی سرمايه گشته‌اند. شهرها و مناطق مسکونی،  به ميدان جنگ نامنظم نيروهای نظامی صدام و بوش تبديل شده اند. جنگی دوسويه به کارگران و زحمکتشان عراق و فرزندانشان تحميل شده است.

 رسانه‌های جمعی در اروپا و آمريکا با انتشار اخبار دستچين شده و هدفمند، با اجرای مناظرات و نمايشات رسانه‌ای، با سازمان دادن جنبشهای مسالمتآميز صلحطلبانه ميکوشند تا راه را بر شکل‌گيری جنبش مستقل ضد جنگ مسدود سازند. علاوه بر ماهواره و رايانه‌، گردانهای مطبوعات دمکراسی، درصفوف نيروهای خط مقدم يا مقرهای جنگی استقرار يافته‌اند. تصاوير دستچينشده برای تبليغات جنگی، به نام «اخبار لحظه به لحظه جنگ» بر اذهان مردم اروپا و آمريکا تزريق ميشود. حتی منابع خبری قدرتهای جهانی مخالف آمريکا، همچون فرانسه و آلمان، با غليظ يا رقيقکردن تبليغات جنگی طرفين درگير، اهداف ديپلماتيک و رقابت‌جويانه خود را دنبال ميکنند. اهدافی که در پس شعار جنبش صلح کنونی، يعنی توقف جنگ و بازگرداندن نقش اصلی به سازمان ملل، خلاصه شده است.

  ارمغان ارتش دمکراسی، فاتحان پای در خون متمدن، يک فاجعه مرگبار و عظيم انسانی برای مردم عراق است. تنها با نابودی سيستم سياسی سرمايه، با نابودی دمکراسی و ديکتاتوری است که صدای عدالت و انسانيت بلند ميشود. تنها تبديل جنگ جناحهای سرمايه به جنگی عليه سرمايه‌داری است که نقطه پايانی به  يک تاريخ از بازی‌ خونآلود دمکراتها و ديکتاتورها مينهد.

عليه جنگ، عليه سرمايه‌داری. برای رهايي انسان، برای سوسياليسم

 

تشکيلات کارگران انترناسيوناليست

۲۴ مارس ۲۰۰۳