شعله‌های خشم حاشيه نشينان، فرانسه را در دود آتش فرو ميبرد

آتش خشم بی‌چيزان شهرک حاشيه‌نشين ‌کليشی سو بوآ که با قتل دو نوجوان در حال فرار از تعقيب پليس شعله‌ور گشت، دم به دم فزونی می‌يابد. جوانان خشمگين با سنگ  و بمب‌های آتش‌زا به جان پليس و مراکز دولتی افتاده‌ و هرآنکس و هر آنچه نشانی از قدرت حاکم دارد را آماج تهاجم خشمگيانه خود قرار داده‌اند.

تلاش دستگاههای خبری برای عبور بی‌سروصدا از کنار اين واقعه در حال ناکامی است. اخبار کوتاه و گذرای مطبوعات رسمی از «اغتشا‌شات خلاف‌کاران در محله‌ مسکونی عرب‌ها» جای خود را به گزارشات طولانی‌تر از جنبش قهرآميز جوانان استثمارشدگان داده است.  احزاب سياسی رسمی و غير رسمی چپ، با سکوت خود در مقابل جنبش قهرآميز فرزندان زحمتکشان، سهم خويش را در وحشت و نگرانی قدرتمداران بر ملا ميسازند. خيل عظيم سازمانها و تشکل‌های رنگارنگ تظاهراتهای فرمايشی ضدجنگ و ضد «جهانی شدن سرمايه»، در سکوت مرگ فرو رفته‌اند. گروههای باصطلاح انقلابی و کليه نمايندگان مارکسيسم‌های رسمی و غير رسمی غرب، حتی حمايت لفظی خود را از شورش ابراز نکرده‌اند.

گروههای انقلابی چپ کمونيست فرانسه، نه فقط در پيشاپيش اين نبرد انقلابی قرار نگرفتند، بلکه درست به مانند ديگر احزاب رسمی در مقابل جنبش انقلابی محلات کارگرنشين، سکوت پيشه کرده‌اند. آنچه اين گروه‌ها را با مارش مرگبار سکوت احزاب رسمی همراه کرده، همانا انحرافات اروسنتريستی و تاثير پذيری اينان از مارکسيسم‌های دانشگاهی غرب است. جنبش قهرآميز حاشيه‌نشينان، نشان داد که چپ کمونيست اروپا شايسته نام کمونيست نيست. چپ کمونيست اروپا، به رغم نقش تاريخی خود، نشان داد که قابليت و ظرفيت مبدل شدن به سازمان رزمنده وانقلابی را ندارد.

اين شورش، حتی اگر در همين مرحله نيز سرکوب شده و عقب رانده شود، بعنوان مهمترين رخداد تاريخ نيم قرن اخير فرانسه ثبت خواهد شد. شورش حاشيه‌نشينان، شورشی است عليه مظاهر سرمايه‌داری مدرن. شورشی است عليه خصلت استثمارگرانه و اروسنتريستی امپرياليسم غرب.  کليشی سو بوآ  تنها يکی از صدها شهرکی است که در سراسر اروپا، محل تجمع پايين‌ترين لايه‌های طبقه کارگر و همچنين سنبل نژادگرايی اروپايی سرمايه‌داری غرب گشته است.

 ما کليه عناصر و محافل انقلابی مرتبط با تشکيلات کارگران انترناسيوناليست در کشورهای مختلف اروپايی را فرا ميخوانيم تا با تشکيل هسته‌های فعال، در حمايت، تقويت و حتی دخالت فعال در شورش انقلابی حاشيه نشينان، آنرا بسوی يک جنگ طبقاتی عليه سرمايه‌داری سوق دهند. اين شورش بايد در پيوند با اعتصاب عمومی در مراکز کار، تا سرحد يک جنگ داخلی تمام عيار عليه سرمايه پيش رود. اين يک حقيقت است که غياب غم‌انگيز حزب انقلابی، امر ايجاد پيوند ميان بخش‌های مختلف طبقه کارگر را دشوار می‌سازد. امری که زمينه را برای تحرکات راسيستی بورژوازی اروپا درايزوله نگاه داشتن و به انحراف کشاندن اين جنبش مهيا می‌کند. با اين وجود و به رغم عدم چشم‌انداز وقوع شرايط انقلابی در اروپا، عناصر و محافل انقلابی و کمونيست وظيفه‌دارند تا برای سازماندهی شورش و مبدل کردن آن به جنگ سازمانيافته طبقه کارگر عليه طبقه حاکم، بکوشند.

 تشکيلات کارگران انترناسيوناليست

سوم نوامبر 2006