زنده باد نبرد فرزندان طبقه‌کارگر حومه پاريس

شورشی که در کليشی سو بو‌آ آعاز گشت، امروز پس از نه روز، به چندين شهرک ديگر حومه پاريس، همچون ول دوواز در شمال، سن و مارن در جنوب شرقی و ايولين در غرب پاريس،  گسترش يافته است. ماجرا زمانی آغاز گشت که دو نوجوان پانزده و هفده ساله برای رهايی از چنگ پليس به محل ترانسفورماتور برق گريخته و در آنجا به علت برق‌گرفتگی جان باختند. اين حادثه خشم نهفته کارگران ساکن محله‌های حاشيه نشين پاريس از سرکوب و تبعيض سيستماتيک  قدرتمداران را برانگيخت. درست ساعاتی پس از اين حادثه، صدها جوان خشمگين با سنگ و بمب‌های آتش زا بسوی پليس حمله‌ور شدند.

اکنون اين شورش نهمين روز خود را از سر ميگذراند. بنابر آخرين گزارشات، تظاهرات‌ فرزندان کارگران شهرک‌های اطراف پاريس به تقابل خشونت‌آميز با پليس منجر گشته است.  حال ديگر شورش، حقيقتی است که رخ داده است. سرکوب شدگان و استثمارشدگانی که چهره کريه سرمايه و ماهيت قدرتمداران را تجربه کرده‌اند، اراده کرده‌اند تا عليه زورمداران شورش کنند.

توام با سرکوب شورش توسط دستگاه نظامی، مطبوعات رسمی ميکوشد تا صدای اعتراضی فرزندان کارگران را در گلو خفه سازند. استراتژی مديای بورژوا عبارت است از تحريف پيام اصلی شورش.

 درست هنگامی که مناطق بسياری از شهرک‌های اطراف پاريس در آتش ميسوزد، مطبوعات رسمی در پی مبدل کردن خيزش شهرک‌های پاريس به خوراک تبليغات انتخابات رياست جمهوری ٢٠٠٧ هستند. اينان ميکوشند تا اين خيزش را تبديل به اهرم رقابت ميان دولپين و سارکوزی ، نخست وزير و وزير کشور، سازند.

دستگاه ايدئولوژيک  بورژوا در آغاز کوشيد تا بر فرزندان کارگران، انگ جانی  و خلاف‌‌کار بزند. اين تلاش اما به شکست انجاميد. اکنون قدرتمداران ميکوشند گروههای مذهبی را، برغم آنکه پايگاهی ميان جوانان ندارند، همچون رهبران و سخنگويان جنبش اعتراضی جلوه دهند.

احزاب جناح چپ اپوزيسيون، در تمايز با تفاسير فرمايشی قدرتمداران، با سکوت خود در باره خيزش فرزندان کارگران عليه بربريت سرمايه، به ياری استراتژی بورژوازی برخاسته‌اند. بخشی از اين احزاب در صدد هستند تا علت خيزش اخي  را با هويت قومی و مذهبی اقليت‌ها توضيح دهند. اين نيز جزئی از فريبکاری بورژوايی است. امری که از سويی بر راسيسم علمی، راس بيولوژی و از سوی ديگر، بر راسيسم فرهنگی و سياسی بنا شده است. راسيسمی که  چهره خود را در پس مبحث جامعه چند فرهنگی و يا تصادم فرهنگی ميان اقليت‌های غيراروپايی با اروپايی‌ها نهان کرده است. هدف اصلی اين فريبکاری‌ها تقسيم طبقه کارگر به گروههای قومی و نژادی و ايجاد تفرقه در صف مبارزه آنان است. از همين رو هر گونه تلاشی برای تعريف و تبيين مبارزات فرزندان کارگران از طريق مذهب يا نژادی، يک موضع ضد انقلابی است.

امروز، برغم گسترش شورش به بيش از پانزده شهرک‌ حومه پاريس، بسياری از گروههای چپ کمونيست ناتوانی خود در انجام وظيفه سياسی خويش در عمل انقلابی را نمايان کرده‌اند. بسياری از گروههای باصطلاح چپ کمونيستی دست به سکوت در مقابل اين خيزش تاريخی زده‌اند. اين موضع‌ سياسی موجب سردرگمی عناصر انقلابی ميشود. عناصری که می‌بايست در واقع در پيشاپيش اين نبرد برای تبديل آن به يک جنگ انقلابی طبقاتی قرار داشتند. سکوت معنی دار گروههای چپ کمونيست در مقابل خيزشی که در تاريخ مدرن اروپا بی‌سابقه بوده، بيانگر يک معضل نهان ميان اين گروهها است. معضلی که نشان از نفوذ اروسنتريسم بر باصطلاح جنبش سياسی پرولتری دارد. اين واقعه تراژديک در عين حال بدين معنا است که، با اين رخداد، ديگر نمی‌توان سخن وجود يک جنبش سياسی استوار بر سنت انقلابی راند.

 فريبکاری نژادپرستانه بورژوازی موجب بروز سردرگمی پيرامون وقايع شهرک‌های حومه پاريس شده است. مارکسيستها هيچگاه جنبش‌های اعتراضی توده‌ها را بر اساس تعلقات نژادی، مذهبی و قومی گروههای اجتماع ارزيابی نکرده‌اند. آنچه امروز در شهرک‌های حومه پاريس رخ ميدهد، درگيری ناشی از تعصبات مذهبی يا انديشه‌های واپس‌گرايانه اين يا آن فرقه ايدئولوژيک با مدافعان مدرنيته، پليس، نيست. اين تصوير دروغين مديای بوژوا است. آنچه ما شاهد رخداد آن در پاريس هستيم، عبارت است از يک خيزش تاريخی عليه بيکاری، فقر، حاشيه نشينی و در عين حال شورشی عليه تبعيض سيستماتيک بر بخش عظيمی از طبقه کارگر.

تشکيلات کارگران انترناسيوناليست با تمام قوا حمايت و همبستگی خود را با نبرد  فرزندان کارگران شهرک‌های کارگری پاريس اعلام ميدارد. ما همه عناصر انقلابی را به شرکت فعال در نبرد فرزندان طبقه کارگرعليه بربريت سرمايه‌داری فرا ميخوانيم. تنها يک دخالت‌گری کمونيستی قادر است تا اين نبرد را به يک جنگ تمام عيار طبقاتی عليه سرمايه‌داری بدل سازد.

زنده باد انقلاب کارگری

تشکيلات کارگران انترناسيوناليست ـ واحد سوئد ٥ نوامبر 2005