نامه‌ها وپيام‌ها - ماه مه 2007

چرا سايت «تکا‌» فعال نيست؟

اين سئوالی است که طی مکاتبات سال گذشته به کرار طرح شده است. هم از طرف برخی از محافل داخل ايران و هم محافل سياسی خارج از کشور. از همين رو مناسب دیديم تا پاسخ مشترکی به همه اين عزيزان داده باشيم:

سايت سمبل و آئينه‌ای است که فعال بودن یا نبودن آن، نشانگر فعال يا غير فعال بودن جريانی است که سايت همچون ارگان یا نشريه آن محسوب میگردد. سایت به مثابه سایت، با یک یا چند ساعت کار آپديت میشود. پس جنبه فنی مسئله اهمیت ندارد. نکته بر سر محتوای سیاسی آن است. یعنی با اختصاص کمی وقت میشود دو یا یک مطلب را در سایت جا داد و انرا اپدیت کرد. اما در اينجا ميخواهيم به وجه سياسی و محتوای اين مسئله بپردازيم.

 شما میتوانید سايت «تکا» را با يک ارگان نظری مقایسه کنيد که هر سال یک یا دوبار منتشر میگردد. غالب مطالبی که طی چند ساله اخير بصورت متون مستقل در شبکه اينترنت منتشر شده، قرار است،‌ در آرشيو نشريات پيک انترناسيوناليستی،‌ جای گيرد. اين بدين معناست که «تکا» يک جريان فکری است که نيروی خود را عمدتا صرف سازمانيابی کمونيستی و کارنظری ميکند. سازمانيابی کمونيستی، به معنای تلاش برای ایجاد وسازمانيابی کادرها و فعالين کمونيست است و نه دخالت‌گری سازمان کمونيستی در مبارزه روزمره جاری. ايجاد و شکل گيری سازمان کمونيستی، با وجود و دخالت‌گری آن سازمان در مبارزه طبقاتی، دو روند متفاوت است.  

 

همزمان با کار بی‌وقفه نظری و پيشبرد مباحثات با محافل،تحليل‌های سیاسی و اعلاميه‌هايی حول برخی وقايع منتشر ميشوند. اين متون که در اصل با هدف دخالت‌گری سياسی بطور  منظم در نشريات مبارزه طبقاتی، منتشر میافت. همين مسئله، يعنی وجود یک ارگان سیاسی فعال بمنظور پیشبرد امر دخالت‌گری و سازماندهی سیاسی است که دچار وقفه و اخلال جدی می‌باشد. انتقاد شما و دیگر رفقا و محافل به «تکا»‌ مبنی بر غير فعال بودن سايت را بايد از اين زاويه فهميد. در این معنا بايد  لبه  تيز انتقاد را از «سايت و فعالیت اينترنتی» به واقعيت، به جامعه، منتقل کرد. بدين‌ترتيب سئوال واقعی اين است که چرا جریان کمونیستی فعال نیست؟ چرا گروه کمونیستی، دست به دخالت‌گری و سازماندهی نزده و ميدان را به نيروهای چپ بورژا واگذار میکند؟  چرا جريان کمونيستی در صحنه سیاسی جامعه وظايف و رسالت خويش را بعهده نمیگيرد؟

پاسخ ما روشن و صریح است. جنبش کمونيستی، بصورت جنبشی متشکل از سازما‌ن‌های میلیتانت متکی بر برنامه کمونيستی، وجود ندارد. اگر در میان برخی محافل کارگری چنين تصوری وجود دارد که گويا در خارج از ايران يک جنبش نيرومند کمونیستی وجود دارد که به محض شکسته شدن اختناق، پرچم آن در جامعه ايران نيز برافراشته ميگردد، اين توهمی بيش نيست. حقيقت تلخ و دردناکی است، اما واقعيت است.  فعالين کنونی «تکا» ‌نيز زمانی با همان سئوالات شما، راه فعلی را آغاز کردند. اين سئوال که چرا وضع «کمونيسم» اينچنين است؟ چرا جريان جدی کمونيستی وجود ندارد؟‌ همین «چرا»ها  زمینه‌ای برای فهم و درک اندیشه انقلابی است. آنانی که بواقع نگران حرکت و آینده «تکا» هستند، باید در جستجوی پاسخ سئوالات خود باشند. در همین مسیر، جایی که آنان جستجو میکنند، تحلیل‌ها و نگرش «تکا» پاسخ آنان را خواهد داد. همین جستجو آنان را به درک مفهوم کمونیسم و آشتی ناپذیری آن با سیستم موجود رهنمون میگردد.

حتما شما نیز با ما موافق هستيد که یک جمع کوچک کمونیستی مجاز نیست تا از «فعاليت اينترنتی» همچون پوشش و پرده ساتری بر ضعف‌ها و حقايق موجود در جبهه واقعی مبارزه، استفاده کند. آفريدن توهم «وجود یک جنبش نيرومند کمونيستی»  با جنجال اينترنتی خطرناک و گمراه کننده است.  فعالين سياسی تربيت شده در دامن چپ سيستم حاکم، چنين تصوری از «فعال شدن» دارند. گويا با اختصاص نيروی روزانه يک نفر به فعاليت اينترنتی و جمع‌آوری و تکرار اخبار و سپس نيز صدور اعلاميه‌های مملو از شعارپردازی، مشکل و ضعف تاريخی جنبش کارگری، برطرف خواهد شد.  چنين چيزی در بهترين حالت خودفريبی بيش نيست.

مبارزه کمونیستی با سازمانيابی نیروهای آگاه و کمونیست بر متن یک مناسبات و جنبش زنده پیش میرود. به عبارت ديگر، بدون فعال شدن شما،‌ بدون متشکل شدن کليه کسانی که اهداف و مواضع خويش را در انطباق با حرکت «تکا» مي‌يابند، بدون عروج يک جنبش سياسی زنده و سازمانيافته، جريان کمونيستی «فعال» نخواهد شد.  این سازمانيابی نیز، ملزومات معینی دارد. «تکا» با تمام قوا برای تحقق بخشيدن به چنين ملزوماتی ميکوشد. اما فعاليت رسانه‌ای بمنطور تاثیر گذاری بر آراء عمومی و مبدل کردن نیروی تشکیلات به ابزار رسانه‌ای و ژرونالیستی، در انطباق با ماهیت احزابی است که هدفشان، سهیم شدن در تقسیم قدرت میان جناح‌های طبقه حاکم است. سرنگونی این نظم و سازمان دادن جامعه کمونیستی شروط و ملزومات دیگری دارد. وجود يک جنبش سياسی متکی بر چشم‌انداز و پلاتفرم انقلابی،‌ ولو متشکل از  گروههای سیاسی ناهمگون،‌ يکی از این ملزومات است.

بايد اين حقيقت را پذيرفت که صرف نظر از حضور ضعيف گروهها و محافلی بصورت جريان‌های فکری کوچک، احزاب قوی سياسی با پرچم و برنامه کمونيستی، وجود ندارد.  جنبش کمونیستی بدلیل شکست  تاریخی طبقه کارگر، در شرایط نامطلوبی قرار دارد. کلیه مواضع فکری و سیاسی پرولتری توسط دستگاه حاکم، تصرف شده است. جريان‌های کمونیستی باید خود را از محاصره فکری و سیاسی رها کرده و جبهه سیاسی رزمنده‌ای سازمان دهند. این امر هم نیاز به پیشبرد یک استراتژی سنجیده دارد.

ما بر این باور نيستيم که با کلام و صوت، واقعيت بيرون از ذهن ما، دگرگون ميشود. زبان و رسانه، تنها ابزار انتقال تفکر و پيام و تاثير گذاری بر واقعيت است، اما نميتواند جانشين واقعيت شود.  پسامدرنيست‌های چپگرا ميگويند، آمريکا، جنگ عراق را بيش ازهمه در صحنه تبليغات و رسانه‌ها سازمان ميدهد. اينطور نيست، صدها هزار نيروی نظامی، هزاران کشته، ميلياردها دلار پول و تلی از خون و جسد کارگران و فرزندانشان، مفهوم واقعی جنگ عراق است. حتی جنگ رسانه‌ای نيز، محصول همين برتری مالی، نظامی، و اقتصادی است.  ما بطور عميقی بر این باور هستيم که تفکرات حاکم بر جامعه، عبارت است از ايدئولوژی طبقه حاکم. این امر در جامعه رسانه و اطلاعات، بطور مشهودتری به چشم میخورد.

وقتی اصلاح‌طلبان همین ابزار رسانه‌ای را برای ابراز وجودشان در مقابل جناح حاکم در ایران استفاده کردند، وقتی  که اینان طیفی از«فعالين کارگری» خود را با شعارهای چپ‌گرایانه وارد صحنه کردند، محافل چپ «کارگری» خارج از کشور، شتابان دست به تشکيل کميته‌های حمايتی برای تقويت «جنبش مستقل کارگری» زدند. امروز به دور و بر خود خوب نگاه کنید. فعال‌ترين اين محافل با کمال شرمساری، تشکل‌های خود را را رسما منحل اعلام کرده‌ يا در پی پروژه‌های دیگری هستند.

موضع کارگران انترناسيوناليست اما، همچنان در «سايت غير فعال» تکا قرار دارد. «سه جناح در بالا و سه بديل در پايين» استواری و حقانيت خود را نشان داد. روشن است که این امر،‌ جزئی از پيشروی ما در حوزه سياسی‌نظری است. این پيشروی اما هنوز همچون یک نیروی فشار مشغول عقب راندن جناح چپ است. ولی تا بدان درجه رشد نکرده تا نيروی خود را گرد آورده و سازمان دهد.

در راستای هدف ياد شده، کار نظری متدیک و ايجاد کادرهای سياسی که بتوانند سازمانيابی کمونيستی را تحقق بخشند، گام مهمی است. در فقدان کادرها و نظريه‌پردازان کمونيست، سير تشکل‌یابی کمونيستی به مجرای کانال‌های سازمانيافته ايدئولوژيک در سيستم سیاسی موجود هدايت خواهد شد. بر همین مبنا است که «تکا» با تمام قوا در مقابل فشار از بيرون و درون جهت صرف نيروی ضعيف اعضای خويش حول فعاليت‌های تبليغی و آکسيوني، ايستاده است.  جريان کمونيستی مجاز نيست تا اهمیت و حساسیت کار استراتژیک خویش را قربانی مصلحت گرایی سیاسی و زودگذر کند.

پيام ما به همه محافل انقلابی که نگران غير فعال بودن جريان کمونيستی هستند، اين است: اين غير فعال بودن محصول عدم تحرک شما است. اگر برایتان ممکن است، در درون صفوف «تکا»‌ متشکل شده و موجب تقويت و پيشروی اين حرکت شويد. «تکا»‌ متعلق به جنبش کارگری و کمونيستی بوده و منشاء وجود آن طبقه کارگر است. اگر حرکت خود را در چارچوب هدف و پلاتفرم سياسی «تکا» می‌یابيد، هيچ دلیلی برای ايستادن در «کنار» و ابراز «نگرانی» وجود ندارد. همين عدم تحرک و جديت شما است که علت اصلی «غير فعال» بودن «تکا» است.

اگر در داخل ايران هستيد و امکان تماس و سازمانيابی مستقيم نيست. با مطالعه دقیق مواضع  و مباحث «تکا» خود را در راستای مشی و سبک کار «کانون‌های کمونيستی» سازمان دهيد. آنگاه، تکا در جامعه فعال شده و پيشروی مهمی کرده است. اينکه چنين پيشروی در سايت يا نشريه، منعکس نگشته، هيچ فاجعه‌ای نيست. با تثبيت شدن اين پيشروی انعکاس آن نيز عملی ميشود. 

 

 

 رفقا و دوستان عزيز:

م‌. الف

اميدواريم تا سايت را بگونه‌ای فعال نگاه داریم تا حداقل يکماه يکبار به‌روز شود. اما تاکنون موفق نبوده‌ایم. پاسخ به سئوال شما در باره تفاوت مواضع دو سازمان مورد نظرتان حول بحران سرمايه‌داری برای ما ميسر نيست. بعبارت دیگر، خود را مجاز نمیشماريم تا  نظرات و گروههای ديگر را از چشم‌انداز «تکا» توضيح دهیم. چنين توضيحی قطعا با توضيح خود آن گروهها در باره خودشان، متفاوت خواهد بود. پس پيشنهاد ما اين است که در این باره بکوشيد تا متون گروه‌های ياد شده را مطالعه کنيد. تنها بدين دلیل که سئوال شما پاسخی دریافت کرده باشد، توضيح مختصری در این باره میدهيم.

آی سی سی از نگرشی دفاع ميکند که در میان نظريه پردازان، به نظریه مصرف نامکفی يا نظريه تنگی بازار معروف است. اين نظريه غالبا به روزا لوگزامبورگ نسبت داده ميشود، اما در نزد مارکس نيز ميتوان اين نظر را ديد. یعنی علت بحران، تسخيرشدن کامل بازار توسط سرمايه و اختلال در پروسه انباشت بدلیل تنگی بازار است. «سازمان کارگران کمونيست» عضو بوروی انترناسیونال، اما گرايش نزولی نرخ سود را علت بحران ميدانند، بدون آنکه وجود مشکل در بازار بمثابه علائم بحران را نفی کنند. این دونگرش، کماکان در حوزه مارکسيسم‌های آکادميک فورموله شده و بحث ميشود و نمايندگان فکری خود را نیز دارد. به باور ما حتی طرح مسئله بحران سرمایه‌داری بمثابه یک معضل نظری بدین گونه، محصول فورموله کردن دو تئوری بحران توسط مارکسیسم اکادمیک است. نه در نزد مارکس و نه در سنت نظری جنبش کمونیستی، دو تئوری جداگانه بحران وجود ندارد. گرچه نظریه پردازی چون دیوید یافی، نظریه گرایش نزولی نرخ سود را تنها نظریه علمی بحران میداند. این اما امری مربوط به محققان مارکسیست است. یک عامل دیگر در این تقسیم بندی بحث تناقضات نظری مارکس، یا تناقضات نظری میان جلدهای مختلف کاپیتال است، که در این باره نیز، مدال را باید به همان مارکسیت‌های اکادمیک داد.  برخی از اینان بر این باورند که روزا لوگزامبورگ و نظریه بحران وی ، برداشتی یکجانبه از بخشی از مباحث کاپیتال است.

در باره مبحث صعود و زوال سرمايه، يک بحث نظری توام با تفسيرها و جدل فکری میان این دوگروه بوده است و در این باره از هرگونه ابراز نظری خودداری میکنيم.  چرا که تکا مواضع و نظر مستقل خود در باره بحران ساختاری  را دارد.  توضیح کوتاهی هم در این زمینه میدهیم.

با نگاهی به مقاله‌ «در باره اهداف و مواضع» تکا، متوجه نظر ما در این باره خواهید شد. ما بحث بحران ساختاری را طرح میکنيم و دوره بندی خاصی نیز بدان قائل هستیم. گرچه متن تحقيقی و تحلیلی مشخصی در این حوزه، هنوز منتشر نکرده‌ایم. همچنين با نگرشی که مبنی بر آن سرمايه‌داری به خودی خود پروسه زوال را طی کرده و فرو میريزد مخالف هستيم. اما زوال سرمايه، بدان معنا که نزد لنين مطرح شده و در مواضع ما نیز باز فورموله شده را قبول داریم. بحران ساختاری بدین معنا است که، سرمایه‌داری همچون گذشته با تکیه بر مکانیسم اقتصادی خود، قادر به حل و پشت سرگذاشتن بحران خود نیست و عامل سیاسی، دولت و جنگ و تخريب،  نقش مهمی در حل این بحران‌ها بازی مبکند. اما حول وجوه و مشخصات بحران ساختاری در حوزه اقتصاد، در آینده متونی منتشر خواهد شد. نکته اين است که مفهوم بحران ساختاری در نزد تکا، اساسا محدود به حوزه اقتصاد نیست.

 این بحران سالها است که نه فقط اقتصاد بلکه کل ساختار جامعه، حتی روبنای فرهنگی و ایدئولوژيک آنرا نيز دربر گرفته است. بگونه‌ای که امروز ميتوان با صراحت سخن از بحران ساختاری «علوم» و سيستم آمورشی کل بورژوازی راند که انعکاسی از بحران ايدئولوژيک ميباشد. بديده «تکا» عروج پسامدرنيسم که شکل گيری ديسيپلين‌ها و رشته‌های جديد دانشگاهی را نيز به ارمغان آورده، جلوه‌ای از همين بحران ساختاری است. علومی که از شناخت و  تحلیل واقعيت  آغاز کرد، ماده را با تجزيه به ريزترین جزء آن،‌ اتم، و جامعه را تقسيم به کوچکترین جزء آن، فرد، کرد، تا نتايج شناخت خويش را بکارگيرد. امروز اما هم خود علم و هم سوژه آن، ماده و جامعه، و حتی قابل فهم و شناخت بودن آن از طرف همين علم، فلسفه پسامدرنيسم، انکار ميگردد. شکی نيست که اين نشانه يک بحران ايدئولوژيک جدی است. وجه سياسی اين بحران را ما بحران در نظام ارزشی جامعه، بحران مدرنيته و بحران دمکراسی، نام نهاده‌ایم.   

 

پويا!

از ابراز لطف شما سپاسگزار هستيم.  اگر نيازی به کمک فنی در رابطه با سايت بود حتما رسما اعلام خواهد شد. پاسخی نیز به نامه‌ شما برای‌تان ارسال گرديد

 

قوچعلی!

نوشته شما در باره انحلال بنياد بدست ما رسيد. از درج نوشته ياد شده در سايت معذور هستيم. با سبک و روش کار شما موافق نيستيم. پيشنهاد ما اين است که به جای انتشار نوشته‌های کنايه‌آميز یا «افشاگرانه» انرژی خود را صرف کار فکری روتين متکی بر تحلیل و استدالال کنيد. صرف نظر از اينکه مخاطب ما چه کسانی باشند، کارگر یا غير کارگر، راست یا چپ، ايستادن بر موضع انقلابی و کمونيستی، دليل موجهی برای تحقير و خوار شمردن ديگران نيست. نقد کمونيستی کارکردی اساسا متفاوت در جامعه دارد و ابزار جنگ روانی یا تحقير اشخاص نيست.  مخالفت ما با نیروهای سیاسی  موجود یک مخالفت سیاسی است.

در جامعه کمونيستی مورد نظر ما، همه انسانها، حتی انهايی که «منحرف» يا «ناآگاه» و يا اساسا «عقب‌مانده» شمرده ميشوند به همان اندازه «پيشروان» و «آگاهان» از حق و احترام برخوردارند. جدال انديشه‌ها، احزاب و پلاتفرم‌های سياسی و حتی اعمال خشونت طبقاتی سياسی، برای عقب راندن و به شکست کشاندن ضد‌انقلاب، بايد مبتنی بر استراتژی انقلابی و نظام ارزشی کمونيستی صورت گيرد.

علی . ف

با تشکر از ارسال مطالب و نامه‌‌هايتان. از ابراز لطف و صميميت شما سپاسگزاریم.  ما نيز ارزوی تندرستی و بهروزی برایتان داريم. نوشته‌های متعدد شما را دریافت کردیم. با تاسف بايد تاکید کنیم که درج نوشته‌های شما در سايت تکا برایمان مقدور نیست.

 

فرخی !

با تشکر از مقاله و نامه ارسالی‌تان.  یکبار برايتان یادداشت کوتاهی ارسال گرديد که گویا پاسخی از شما دريافت نکرديم. از اینکه قادر به درج نوشته‌تان در سايت نبودیم متاسف هستيم.

 

س. س.

پخش و تکثیر مقالات و اسناد «تکا» در محل و مراسم‌های مختلف هيج اشکالی ندارد و شما هر آینه که لازم و مفيد ديديد ميتوانيد چنين کاری را انجام دهيد. ما هنوز به قول خود در باره درج ترجمه ارسالی شما عمل نکرديم اما اینکار انجام خواهد شد.

 

 ع. الف، ا. ح

اعلاميه‌های ما در باره روزهای تاريخی، جنبه سمبلیک دارد. حتی در باره مسائل اساسی روز هم همینطور. ما بر این تصور نیستيم که فعال شدن سایت و درج اعلامیه و موضعگيری حول مسائل روز، مترادف است با سازمان یافتن مبارزه طبقاتی و یک شکل گرفتن قطب کمونيستی. اگر به این سادگی بود، ما به جای این همه تلاش و زحمت طاقت فرسا، دوساعت وقت صرف سايت «تکا» در هفته میکرديم و قطب کمونيستی نيز شکل گرفته بود. يک پاسخ عمومی به تعدادی نامه  مشابه نوشته‌ایم که توجه شما را نیز بدان جلب می‌کنیم. وقتی میگويیم اعلامیه‌های ما جنبه سمبلیک دارد به این معنا است که، ما میکوشيم تا حول برخی روزهای تاريخی یا وقایع مهم، موضع و تحلیل خود را ارائه دهیم، تا نشان دهیم که تفاوت موضع کمونيستی، با مواضع جناح چپ حول روند وقايع مهم چيست. به بيان دیگر، پیام  ما در اعلامیه اول ماه مه، یا روز جهانی زن و یا در دیگر مقالات سیاسی، به کل توده کارگران نیست. اگر چه مخاطب اعلامیه یا نوشته کل توده طبقه است. اما پيام ما رو به عناصر و محافل پيشرو است تا تفاوت مکان و موضع کمونيستی را در قبال توهم پراکنی چپ حول ان وقایع دریابند. روشن است که با تکامل حرکت کمونيستی و تحول جریان فکری کمونیستی به جنبش سياسی، ارگان سیاسی «تکا» خواهد کوشيد تا نقشی جدی برای خود در دخالت گری و سازماندهی مبارزه قائل گردد.  دست شما را میفشاریم. 

 

فرهت!

بحث ارسالی‌تان بدست ما رسيد. از درج آن در سایت معذور هستيم. امیدواریم تا حول بحثی که در هیمن بخش پاسخ با نامه‌ها با شما داشتيم، بطور جدی انديشه کنید.

 

ب. ک!

 تا انجا که ما میدانیم، سايت «تکا»‌ هيچگاه تعطيل نبوده و قابل مشاهده بوده است. اما ممکن است آدرسی که شما داريد، قديمی است و دیگر قابل استفاده نیست. در نظر داشته باشيد که «تکا» دارای سايت‌های متفاوت است. در مجموع سه سايت از طرف تکا فعال بوده است. يکی از انها، از دور خارج شده و این همان است که برخی احزاب نیز بدان لینک کرده بودند. دو آدرس ديگر برغم اخلالی که دریکی از انها پیش آمد، همچنان آکتیو و فعال هستند. اما ممکن است نامه شما بدست ما نرسیده باشد. این امر محتمل است، چرا که تعدادی از نامه‌های الکترونيکی ارتباطات بدست ما نرسيده است و گویا آن بخشی بوده که به ادرس پست الکترونیکی قدیمی ارسال شده اند.

 

کاترینا!

 از لطف شما سپاسگزار هستیم.  برای ما از وضع خود بيشتر بنويسيد. بخش زنان، در حد پاسخ به مکاتبات و پیشبرد برخی مطالعات فعال است. هنوز آنچنان حرکت جمعی یا فکری که قابل طرح در جامعه باشد، شکل نگرفته است. اما ما میکوشيم تا  حول رئوس اساسی نظرات  طرح شده، حرکت فکری جمعی شکل گیرد. قطعا منابع و اسنادی در اینده در سایت جای خواهیم داد.

 

ر. ص و  م. ح!

آنچه از طرف عناصر و دوستان مورد نظرتان در باره «تکا»‌و سايت گفته شده صحت ندارد. نه پيوستنی در کار بوده و نه انشعابی. روشن است که ارتباطات وچود دارد و روش ما حول ایجاد گروههای بحث و مطالعه دنبال میشود. اما انچه شما نوشته‌اید، برای ما نیز جدید است. اساسا افرادی با مشخصات یاد شده برای ما بکلی ناشناس هستند. تصور نمی‌کنيم که مخالفان «تکا» از غير فعال بودن سايت ما «نگران» باشند. نگرانی اينان، از احتمال رشد و فعال شدن، نه فقط سايت، بلکه خود جریان کمونیستی است.

در باره تاثیر و انعکاس مواضع و مباحث تکا، با شما موافق هستیم. اما در نظر داشته باشید که کارگران کمونيست نميتوانند به فلان قطعنامه گروه «اقليت» در باره مسئله ملی، یا چرخش یک فعال چپ از مواضع‌اش بدلیل فشار جریان کمونيستی، از حرکت خود راضی شوند. همین مسئله در باره جست‌ و خيزهای دسته‌های لومپن موسوم به حزب کمونیست کارگری نیز صادق است. نظر ما راجع تشبثات مثلا تئوریک اینان نیز، در همین نقد اخیر با صراحت بیان شده است.

اساسا این نگرش که با عقب نشینی چپ سرمایه، بتوان پیشروی جریان کمونیستی را تعریف کرد، انحرافی و خطرناک است. توصیه ما ایجاد کانون بحث و مطالعه و تلاش برای ارائه بحث‌های اثباتی است. ضمن اینکه ضربات ما بر کمونیسم بورژوایی و اشکال آن نیز، بی‌وققه تداوم خواهد یافت. اما ساختار و ماهیت عناصر تشکیل دهنده این گرایشات را بگونه‌ای که شما می‌بینید نمی‌بیینیم. گروه «حکمتيست» در حوزه «انديشه»  به همان اندازه آسيب ناپذیر است، که بسيجی‌های خط امام. اینان نه گوشی برای شنیدن دارند و نه مسئله‌شان این حرف‌ها است. هیچ نقدی هم میان اینان بحران ایجاد نمیکند. روشن است که مباحث کمونیستی بر بحران این گروهها بی‌تاثیر نبوده است. اما طبيعت بحران درون این گروهها اساسا، در حوزه موضع و نظر و مشی، بدانگونه که شما تصور میکنید نیست و نخواهد بود.

آن واقعه مورد اشاره شما، یا کيس جاسوسی و استفاده از عناوين مختلف در سطح رهبری نیز خودش نمونه گویایی است. اگر چنین اعمالی در سطح شهرداری یا بخش اداری یک شرکت تجاری رخ دهد، ان اشخاص توبیخ و جریمه و اخراج میشوند. اینان اما برای این اعمال، به خود مدال کمونیستی هم میدهند. این اعمال متناسب با تصوير نازل و مسخ شده کمونیسم، مارکسیسم و مارکس در نزد این طیف است.

مطالعه و پی‌گيری مسائل و وقایع جاری میان گروههای سیاسی، هیچ ایرادی ندارد و حتی لازم هم هست. اما فراموش نکنید که جریان کمونیستی با نفی یا بحران اینان، تعریف نیمشود. مواضع، عمل و حضور اجتماعی جریان کمونیستی باید مرزهای تمایز چپ بورژوا و چپ کمونیستی را ترسیم کند.

 

 

 

نامه‌ها وپيام‌ها - 30  ماه مه 2006

فرهت گرامی!

از اينکه نامه‌های متعدد شما تا به امروز، يعنی اپديت شدن پيام‌ها، بی‌پاسخ ماند، متاسف هستيم.  در پاسخ به درخواست شما مبنی بر انتشار  متن ارسالی‌تان، «تجربه کارگر تبعيدی» در سايت «تکا»، ناگزير هستيم تا اظهار تاسف کنيم.  سايت «تکا»‌هيچيک از متون محافل و گرو‌ه‌های چپ، چه کارگر و چه غير کارگر را، درج نميکند. اين سايت، ارگان تشکلی است که از مواضع و سنن تاريحی معينی دفاع ميکند. اگر چنانچه، «تکا»‌ یک سايت عمومی برای درج متون و منابع متعدد ايجاد کرد، قطعا متون ارسالی شما نيز در آن درج خواهد شد. اما در اين صورت نيز چنين متونی بايد از لحاظ مضمون و ساختار از «استاندارد» معينی برخوردار بوده و قابل انتشار باشند.  نامه‌های الکترونيکی شما که شامل درخواست‌هايی از رفقای «تکا» از سابقه « هيئت هماهنگی انجمن کارگران پناهنده و مهاجر» بود، مستقيما در اختیار اين رفقا قرار گرفت. عين پاسخ رفقا از نظرتان میگذرد:

فرهت عزيز! بازگشت تو به عرصه فعاليت سياسی، سبب خوشحالی ما شد. همچنين تلاش تو برای بازنگری تجارب خودت در «انجمن کارگران پناهنده و مهاجر»، برغم همه کاستی‌ها و نقائص جدی، در قياس با شرايطی که به قول خودت به تو تحميل گشته بود، گامی مثبت است. قطعا برش ما از سنن «چپ» که با برش از انجمن تکميل گرديد، به معنای پشت کردن به هرگونه بحث يا گفتگو با کسانی که خود را در ميانه راه طی شده می‌یابند، نيست. اما ابهامات، ناروشنی و بعضا مواضع مغشوش و غير انقلابی شما در نوشتار «يک تجربه کارگری» ما را بر آن داشت، تا آنرا کماکان در ردیف تحرکات فعالين چپ ايران، و بمثابه بخشی از کار فکری جهت حل معضلات شخصی برانداز کنيم. بر همين اساس نيز، از وارد شدن بحث در حوزه‌ای که شما بدان پرداخته‌اید خودداری کرديم. ما برای اين خويشتن‌داری و خودداری انقلابی، بهايی گزاف پرداخته‌ایم. بهايی گزاف برای آموختن اينکه با چه کسانی، بر سر چه چيزی و چه زمانی وارد بحث شويم. نظر به اينکه شما نامه‌های متعددی برای ما ارسال کرده‌ايد، تصميم ما این شد تا رئوس اساسی نظر خود را در باره برخی نکات طرح شده توسط شما مطرح سازيم.

همانطور که ميدانید تا مقطع 1993 انجمن کارگران تبعيدی، متشکل از محفلی در هانوفر و سپس در لندن بود. تنها در بعد از آن سالها بود که طيفی از محافل مستقل کارگری، در تداوم جنبش پناهندگی ترکيه در سال 1991  به «انجمن» پيوستند. همين واقعه بود که موجب تجدید سازماندهی و آشکار شدن چهره سياسی گرايشات آن شد. به نظر ميرسد که شما نيز بر اين حقيقت واقف بوده و در آغاز نوشتار خود اين واقعيت را چنين يادآور شده‌اید:

«انجمن ما تا سال1994، به­همان سياق‌­گذشته فعاليت خود را ادامه داد ومسئوليت نشريه آن تا آن تاريخ همچنان برعهده من بود. ولی کم کم مسائل و نظرات جديدی‌که درآن شکل‌گرفته و به‌شيوه‌ای ناصادقانه و غيرکارگری پيش رفته بود، در اين مجمع به­صورت ناخوشايندی بروز يافت، که با شيوه‌ها‌ و برخوردهای سازمان‌يافته محفلی‌ همراه ‌بود

نکته اساسی اين است که کلیه مطالب شما در باره خاطرات‌تان و مقايسه‌ای که در باره نقش خود و ديگر اعضای واحد هانوفر کرده‌اید، معطوف به دوره حيات «محفل هانوفر» است. تحول اين محفل به تشکلی که در ميان اپوزيسيون خارج کشور مبدل به يک «وزنه سياسی» گشت، شکل گيری گرايشات سياسی  و مواضع و بويژه مجادلات سياسی اين گرايشات از ديده شما کاملا پنهان مانده است. شما سخن از جمعبندی و توضيح پيدايش و فروپاشی تشکلی گفته‌اید که از مهمترين تحولات، مواضع &