مشخصات و چشم انداز جنبش اعتراضی

 جنبش اعتراض به نتیجه انتخابات که توسط اصلاح طلبان و تشکلهای درون حکومتی سازمان یافته در همان گام های اول  پلاتفرم ارتجاعی و ضد انقلابی اصلاح طلبان را بنمایش گذاشت. شعارهای این جنبش تماما به پرچم های سبز وفادار مانده و کماکان معطوف به اعمال فشار برای ابطال نتیچه انتخابات میباشد. شدت یابی و گسترش درگیری ها برغم دخالتگری وسیع توده ای، مادامی که شعارها و مطالبات و حرکت عملی تحت سیطره طبقه حاکم است، چیزی را بیان نمیکند جز غیاب درداور حزب و جریان کمونیستی.   وقوع درگیری های خونین، پیشتر هم در متن جنبش های سازمانیافته توسط تشکلهای اصلاح طلب وفادار به قانون اساسی جمهوری اسلامی, در دوم خرداد و هجده تیر رخ داده است.

جنبش اعتراضی کنونی بیش از دو راه در پیش روی ندارد.  یا تمکین به رهبری ارتجاعی کنونی  ، تحمیل معامله سیاسی  برای  تغییرات ساختاری در بالا و یا عبور  از جنگ جناحها و رقم زدن صف آرایی سیاسی  جدید.

استراتزی مرتجعان اصلاح طلب این خواهد بود تا جنبش اصلاحات و انتخابات به یک جنبش مستقل انقلابی بدل نگردد. اینان در این مسیر حمایت کلیه دول غربی و احزاب  میانه و چپ را نیز در پشت سر خود خواهند داشت.

 راهپیمایی آرام و اعمال فشار محدود برای عقب راندن جناح خامنه ای- احمدی نزاد با شعار ابطال نتیجه انتخابات اکنون  مبدل به درگیری های قهر امیز با نیروهای نظامی  گشته است. بسیاری از توده ها و جوانان خشمگین بانکها و دیگر مراکز دولتی را مورد هجوم خود قرار میدهند. تداوم این روند، در صورتی که مرتجعان جنبش اصلاحات  قادر به مهار آن نگردند به هجوم جوانان و توده های خشمگین به مراکز نطامی و به جنگ و گریز خیابانی بدل خواهد شده و امثال موسوی و کروبی ها را در مقابل خود خواهد یافت.  برش حرکت های توده ای از  مرتجعینی جون موسوی و کروبی و رویایی با آنان اولین نشانه های پدیداری راه دوم خواهد بود. و وقوع چنین امری موجب اتحاد و سازش بالایی ها در مقابل اعتراضات مستقل خواهد بود. چنین تحولی  به تغییر مطالبات و شعارها و حتی تحول در نحوه ابراز وجود جنبش اعتراضی میانجامد.  بعنون مثال میتوان به احتمال  انتقال حرکات اعتراضی از مراکز و محل های مذهبی و سیاسی به  صنایع و مناطق کارگری و شکل گیری  شعارهای عدالتخواهانه در حوزه سیاست و اقتصاد شاره کرد.  و سرانجام اینکه  چنین روندی از  تحول سیاسی در جنبش اعتراضی فعلی  نمیتواند با هجوم جوانان و توده های خشمگین به مراکز سیاسی و نظامی حاکمیت توام نگردد. امری که نشانه تحول انفجار سیاسی به یک بحران انقلابی خواهد بود. اینها هستند آن مشخصات و وجوهی که میتوانی مبنای تحلیل ماهیت اوضاع جاری در ایران قرار گیرند.  سئوال این است که در غیاب یک سازمان قوی انقلابی وقوع چنین امری تا چه حد محتمل است. وقایع روزهای آتی پاسخ روشنی به سئوال ما خواهد داد.

«تکا»      2009 -06-16